تقديم به سنگ صبور لحظات تنهايي و سردرگمي هايم

باورم نیست تو را! باور کن!آلبرده

مني كه آهسته مي خوانم قنوت گريه هايم را
ميان ربناي سبز دستانم دعايت مي كنم جانا...
تقديم به رفته از لحظه هايم و مانده در خاطره هايم...
امروز دعایت کردم
و می دانم که خداوند دعایم را مستجاب کرد.
پاسخ خداوند را در دلم احساس کردم. هرچند او سخن نمی گوید.
من از او برایت ثروت و شهرت نخواستم، می دانم که اینها را نمی خواهی.
از خدا خواستم گنجهایی بفرستد بسیار پایدار و ماندنی.
از او خواستم در آغاز هر روز جدید پیوسته در کنارت باشد و درتمام احوال با تو مهربان باشد.
از او خواستم به تو سلامتی و برکت عطا کند و دوستانی که در این راه همراهی ات کنند.
از او برایت سعادت خواستم در همه چیزهای بزرگ و کوچک در همه حال.
ولی این به خاطر عشق عظیم خود خدا بود که تونستم این همه برات دعا کنم.
صدايت برايم حي ديگري بود تا خدايم را بار ديگر صدا كنم ...
خيلي وقت بود كه صداش نكرده بودم از اون وقتي كه رفتي ديگه چيزي ازش نخواسته بودم
نامه ی چارلی چاپلین به دخترش : تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریان خودت را نشان نده هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت را خالی نگاه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز ...
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفت ه بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت ...
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...
کاش بین من و تو رابطه کمرنگ نبود
کاش بودی و دلم این همه دلتنگ نبود
شهره ی شهر شدم از غم عشق تو ولی
از غم عشق تو دیوانه شدن ننگ نبود
گله ای نیست ازاین پرده که از روز ازل
عشق با پنجه ی تقدیر هماهنگ نبود
ماهی کوچکِ دریایِ زلالِ دل ِمن
کاش در برکه ی ما این همه خرچنگ نبود
می دوم تا به تو شاید برسم اما کاش
پای تاول زده ی چوبی من لنگ نبود
تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینجور نوشت:
هر گلی هم باشی چه شقایق چه پیچک و یاس زندگی اجبار است .........
تنهايي ام را با تو قسمت مي كنم ، سهم كمي نيست
گسترده تر از عالم تنهايي من ، عالمي نيست
غم آنقدر دارم كه مي خواهم تمام فصلها را
بر سفره رنگين خود بنشانمت ، بنشين غمي نيست
حواي من ، بر من مگير اين خود ستايي را ، كه بي شك
تنها تر از من در زمين و آسمانت ، آدمي نيست
آيينه ام را بر دهان تك تك ياران گرفتم
تا روشنم شد در ميان مردگانم همدمي نيست
همواره جون من نه ، فقط يك لحظه ، خوب من بينديش
- لبريزي از گفتن ، ولي در هيچ سويت محرمي نيست
من قصد نفي بازي گل را و باران را ندارم
شايد براي من كه همزاد كويرم ، شبنمي نيست
شايد به زخم من كه مي پوشم ز چشم شهر آن را
در دستهاي بي نهايت مهربانش مرهمي نيست
شايد و يا شايد هزاران شايد ديگر ، اگر چه
اينك به گوش انتظارم جز صداي مبهمي نيست

اين ديوانگيست ...
که از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينکه
خار يکي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم...
که همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينکه
يکي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها کنيم...
اين ديوانگيست ...
که اميد خود را به همه چيز از دست بدهيم بخاطر اينکه در زندگي با شکست مواجه شده ايم ...
که از تلاش و کوشش دست بکشيم بخاطر اينکه يکي از کارهايمان بي نتيجه مانده است...
اين ديوانگيست ...
که همه دستهايي را که براي دوستي بسوي ما دراز مي شوند بخاطر اينکه يکي از دوستانمان رابطه مان را زير پا گذاشته است رد کنيم ...
که هيچ عشقي را باور نکنيم بخاطر اينکه
در يکي از آنها به ما خيانت شده است...
اين ديوانگيست ...
که همه شانس ها را لگدمال کنيم بخاطر اينکه
در يکي از تلاشهايمان ناکام مانده ايم...
به اميد اينکه در مسير خود هرگز
دچار اين ديوانگي ها نشويم...
و به ياد داشته باشيم که هميشه...
شانس هاي ديگري هم هستند
دوستي هاي ديگري هم هستند
عشق هاي ديگري هم هستند
نيروهاي ديگري هم هستند
تنها بايد قوي و پُر استقامت باشيم
و همه روزه در انتظار روزي بهتر و شادتر از روزهاي پيش باشيم...
مجموعه لوگوهای گوگل به مناسبت سالهای میلادی و شمسی مختلف
سلام
باز زمستان آمد و فصل رویش گل نرگس
و بی قراری های من
براستی
زیباتر از گل نرگس هم وجود دارد؟
غرورش را می ستایم.
میگم گل نرگس چه کم از لاله قرمز دارد که دلش سوخته از این همه نامردیها
تو به من خنديدي
و نميدانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
وتو رفتي و هنوز ،
سالها هست كه در گوش من آرام،
آرام
خش خش گام تو تكرار كنان ،
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان
غرق اين پندارم
كه چرا،
خانه كوچك ما
سيب نداشت ...
كتابي است كه با تولد به چاپ مي رسد و با مرگ
ناياب مي شود.
روز رستاخيز به چاپ دوم مي رسد و در بهشت خدا به
انتشار هميشگي مي رسد.
روح
سعادت
در دو چيز است:رضايت از گذشته واميد به آينده.
محبت
دانه اي است كه درشوره زار ترين و سخت ترين
كوهها هم گل مي كند.
گذشت
پلي است براي عبور از كينه ها.
زندگي
جدوليست كه هر كس آن را پر كند جايزه اش مرگ است.
بوسه
كالايي است كه به كودكان رايگان مي دهند
اما
جوانان آن را به دزدي مي ربا يند.
يک نفر.... يک جايي... تمام رؤيايش لبخند توست وزماني که به تو فکر ميکنه احساس ميکنه که زندگي واقعا با ارزشه پس هر گاه احساس تنهايي کردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش. يک نفر ... يک جاي... در حال فکر کردن به توست

دختري از پسري پرسيد :آيا منو قشنگ مي دوني ؟ پسر جواب داد : نه ! پرسيد : آيا دلت مي خواد تا ابد با من بموني؟ نه ! سپس پرسيد : اگر ترکت کنم گريه مي کني ؟ وگفت : بار ديگر تکرار کرد : نه ! دختر خيلي ناراحت شد .... وقتي براي آخرين لحظه با چشماني که پر از اشک بود به پسر نگاه کرد ..... پسر دست هايش را گرفت و گفت : تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي .... من نمي خواهم تا ابد با تو باشم بلکه من نياز دارم که تا ابد با تو باشم و اگر تو روزي مرا ترک کني ....... گريه که سهله زاری می کنم

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه ، شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ، مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ، ولي تو اون رو نمي بيني
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستت
دوستت دارم..........
برو بمیر دیگه دوست ندارم... شدی سیاهی واسه روزگارم... دیگه نمی خوام واسه بی وفایی... مثله یه ابری بشم و ببارم... برو بمیر که دیگه عاشقت رفت ... رفت و یه دنیایه دیگه بسازه... دیگه نمی خوام که تو راه عشقش ... دل به هر بی سرو پا ببازه ...آآآآآآآآآآآآآآآ... خیلی ساده جایه عشق و تو دلم نفرت و کاشتی... همه هستی مو گرفتی واسه من چیزی نزاشتی... حست رفت تو وجودم تو تمامه تارو پودم... واسه این که تو قلبت بازیچه بودم... فکر نکنی حاله منو گرفتی ... اینو بدون تا وقتی که نرفتی ... تنها چیزی که حالمو میگیره... لییاقته قلبه که بهم نگفتی...................!!! خودش میدونه با کیم !!!

اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خطهاي تلفن/تالارهاي گفتگو و اي ميل ها اشغال ميشه ..پر ميشه از (( از اينكه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش))! يا (( تو را عاشقانه مي پرستم ))((مراقب خودت باش)) اما بين اين همه پيام يكي از همه تكون دهنده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم))پس عشق و محبت را تقديم انكه دوستش داريم كنيم شايد فردايي نباشد...اما حیف تنهام گزاشتی
Love is the one thing that still stands when all else has fallen
زمانی که همه چيز افتاده است
...عشق تنها چيزی است که بر پا می ماند
.
وقتی آموزگار گفت: عشق چند بخشه؟؟ دستم را بالا بردم و با خوشحالی داد زدم: يک بخش فقط يک بخش ....... ولی وقتی تو را شناختم فهميدم که عشق سه بخشه!! عطش ديدن تو شوق با تو بودن اندوه بی تو بودن


اگه راهم این روزا از تو یه کم دوره ببخش
توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش
بگذر از من اگه صبرو طاقتم کافی نبود
عکس من تو قاب رویایی که می بافی نبود
بگذر از من سه شنبه بودو باز نیومدم
شب واسه اومدن تو خوابت بازم با تاخیر اومدم
گل یکدونه ی گلدون بلور زندگی
چی دارم واست به جز یه عالمه شرمندگی
ارزوم همیشه این بوده که تو کسی بشی
سایه بون دل بی پناه بی کسی بشی
یه سبد دعا و خوشبختی فردا مال تو
دست من بود که میگفتم همه دنیا مال تو
دوریمون و باز میزاریم به حساب سرنوشت
میرسیم این روزا به هم بازم میریم توی بهشت
هفسین
تو نیستی هفسینم چیدن نداره
میگن عیده ولی دیدن نداره
میگی شاید که خوابم رو ببینی
چشای خیس که خوابیدن نداره
هوای چشمم امشب ابره ابره
ولیکن نای باریدن نداره
چه لبخندی زدی به گریه ی من
عزیزم گریه خندیدن نداره
عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
به روي برگ زندگي دو خط زرد مي كشم
و چشم عاشق تو را كه گريه كرد مي كشم
تو رفتي و بدون تو كس نگفت با خودش
كه من بدون چشم تو چقدر درد مي كشم
تقدیم به چشمان غمگین نرگس(خودم)